تبلیغات
دل نوشته های یه دل شکسته.....!!
ای ستاره ها كه بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها كه از ورای ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته اید
آری این منم كه در دل سكوت شب
نامه های عاشقانه پاره میكنم
ای ستاره ها اگر بمن مدد كنید
دامن از غمش پر از ستاره میكنم
با دلی كه بویی از وفا نبرده است
جور بیكرانه و بهانه خوشتر است
در كنار این مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه های زیركانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد كه در نگاه من
دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
ای ستاره ها چه شد كه بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهی
سر نهاده ام به روی نامه های او
سر نهاده ام كه در میان این سطور
جستجو كنم نشانی از وفای او
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساكنان خاك
كاینچنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ستاره های خوب و پاك
من كه پشت پا زدم به هر چه كه هست و نیست
تا كه كام او ز عشق خود روا كنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا كنم
ای ستاره ها كه همچو قطره های اشك سربدار
سر بدامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها كز آن جهان جاودان
روزنی بسوی این جهان گشاده اید
رفته است و مهرش از دلم نمیرود
ای ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست ؟
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان كجاست ؟



جمعه 5 اسفند 1390 | نظرات ()