تبلیغات
دل نوشته های یه دل شکسته.....!!
من تو را به کسی هدیه می دهم که
از من عاشق تر باشد
و از من برای تو مهربان تر
من تو را به کسی هدیه می دهم که
صدای تو را از دور،
در خشم، در مهربانی،
در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و
تنها بشناسد
من تو را به کسی هدیه می دهم که 
 از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت
آفتابی است؛ یا آن
دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است
ای... ،ای بهانه ی زنده بودنم؛
من تو را به کسی هدیه می دهم که           
قلبش بعد
از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانگی و بی
پروایی اولین نگاه من بتپد
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛
ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان
تر است؟آیا او بیشتر از
من برای تو گریسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی...
می دانم... من دیر رسیدم...خیلی دیر...خیلی



دوشنبه 28 شهریور 1390 | نظرات ()